آشفتگیه باید بخشید

حرف هــــــای دلــــــــــم

نذر

من برا لال شدنش نذر کردم

و سلام

لامصب این همه بیماری داری افتاده شدی با این سنت

زبونت کم نمیاره ؟؟؟

خونه

چقدر خونه آرومه اخیش:)

همه رفتن من تنهام

مامان بردن شیراز اجیم ک همراه شونه بابایی ک سرکارم

چ آرامشی دارم :) اروم سکوت اخیش:)

کلی نشستم فیلم دیدم اصلا خیلی خوبه تنها بودن:) آشپزی کنی برا خودت برقصی ی نمه

بشوری :) الله الله توبه توبه:)

بغل

عزیزم

چیزیت نیست

فقط یکی رو میخوای که الان بغلت کنه!

شهریور

نمی‌دونم چی بگم :| ...مگه چیزی بگم حل میشه .....

درگیر

از روز پنجشنبه درگیر پانسمان زخم پای اجیم بودم

پاش بر اثر دیابت زخم شده

سریع متوجه شدم تازه هم برگشتیم

هیچ وقت فکر نمی‌کردم پاک ب کلینیک زخم باز بشه

چقدر سخته .....

مامان اینا هم جمعه دارن میرن ...از این ک تنها میشم غم دلمو گرفته...

​​​​​​امروز چقدر با خدا حرف زدم .....چقدر دلم میخاد دلمو آروم کنه از این همه فکر ذکر بی قرار

چقدر برا اجیم گریه کردم

یعنی واقعا چ میخاد بشه ...بدتراز اینا..

چرا

4بار اومدم خودکشی کردم جرعت نداشتم

روز ب روز اذیت کردن اش بیشتر میشه

خدا چرا منو گذاشتی بین همچین آدمی ک زجر بکشم ک تاوان ک حق من نیست پس بدم

چرا چرررررررررررا من چرا منو نمیبنی چرررررا حواست ب دل شکسته من نیست

اگر

اگر یه روز ب زندگیم مونده باشه و خبر داشته باشم

اول اونو میکشم بعد خودمو :/