وای یادش بخیر.....

وای یادش بخیرررررر.... منو آجیم رفته بودیم خونه خالم.....خلاصه داشتیم بر

...می گشتیم.....رفتیم سمت ....اسنانسور.... که بریم ...اقا در اسناسور

داشت بسته میشد.... من بودم با اجیم با یک پسره و یک خانم که سنش بالا

بود.... یک هو آجیم پرید گفت :..... عهههههه چرا اتوبوس حرکت نمیکنه..... اقا

اینو گفت حواسش نبود که من غش کردم از خنده ..... وای اونا چقدر خندیدن

یادش بخیر....