وای یادش بخیر.....
نویسنده: نفس
تاریخ: پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۷ ، 20:45
وای یادش بخیرررررر.... منو آجیم رفته بودیم خونه خالم.....خلاصه داشتیم بر
...می گشتیم.....رفتیم سمت ....اسنانسور.... که بریم ...اقا در اسناسور
داشت بسته میشد.... من بودم با اجیم با یک پسره و یک خانم که سنش بالا
بود.... یک هو آجیم پرید گفت :..... عهههههه چرا اتوبوس حرکت نمیکنه..... اقا
اینو گفت حواسش نبود که من غش کردم از خنده ..... وای اونا چقدر خندیدن
یادش بخیر....
